تبليغاتX
ققنوس
حرفها دارم در دل می گزم لب به سکوت (( برای دسترسی به تمامی مطالب روی عناوین مطالب وبلاگ کلیک کنید))

به دريا شكوه بردم از شب دشت

 وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت

 به هر موجي كه مي گفتم غم خويش

 سري ميزد به سنگ و باز مي گشت

موج اگر میدونست ساحل هیچ وقت دستش رو نمی گیره هرگز برای رسیدن به ساحل نفس نفس نمی زد.

آنان که رنگ پریدگی پائیز را دوست ندارند نمی دانند پائیز همان بهاریست که عاشق شده است

میگن غمتو به هیچکس نگو ٬ حتی به چشات ٬ چون اونم اشک میریزه و رسوات میکنه .

آدما از جنس برگند .

گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند .

 زمستون دیده نمیشن .

 تابستون سایبون سبزند.

 آدما خیلی قشنگن . حیف كه هر لحظه یه رنگند ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 16:31  توسط علی شیر محمدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 16:18  توسط علی شیر محمدی  |